قوانین

آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ | وکیل سایبری

آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛

آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ – زکیه جورابراهمیان: دو رویکرد متفاوت درباره ی تاثیرات شبکه‌های اجتماعی وجود دارد، رویکرد خوش بینانه که معتقد است شبکه‌ های اجتماعی توانسته‌اند فضای مناسبی برای جایگزینی ارتباطات چهره به چهره باشند و رویکرد بدبینانه که شبکه های اجتماعی را عامل مهم کاهش کیفیت ارتباطات و سرد و غیردوستانه شدن آن می داند. اما آینده رسانه‌های اجتماعی و تاثیرات دائمی آن بر ارتباطات میان فردی در جامعه چه خواهد بود؟ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی چه سرنوشتی خواهد داشت؟ هلگه رونینگ، مدرس ارتباطات دانشگاه اسلو در نروژ به شفقنا رسانه می گوید رسانه باید به عنوان یک محیط باز عمل کند و بازتاب دهنده ایده‌های مختلف باشد. همچنین او معتقد است، اگر شبکه های اجتماعی بتوانند جایگزین کتاب و روزنامه شوند، ۵۰۰۰ سال طول می کشد تا این اتفاق بیفتد. رونینگ در دهه فجر به ایران آمد و درباره مسایل جدید ارتباطات در دانشگاه های آزاد تهران مرکز و علامه طباطبایی سخنرانی کرد. او در زمینه‌های مطالعات رسانه، تحلیل خبر، توسعه ی دموکراتیک و رسانه، آزادی بیان، جهانی شدن تحقیق و تدریس انجام داده است. این گفت وگو قبل از بازگشت رونینگ در هتل محل اقامتش در تهران انجام شد.

شبکه های اجتماعی فرصتی را ایجاد می کنند که گروه های مختلف بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و تعامل داشته باشند. همچنین برخی معتقدند شبکه های اجتماعی باعث می شود یک تریبون آگاه بخشی هم شکل بگیرد. با این وجود چگونه می توان ارتباطات میان فردی را حفظ کرد؟

قبل از همه چیز باید بگویم این چیزی که شما گفته‌اید، درست است. شبکه های اجتماعی روش‌های کاملا جدیدی را برای ارتباطات فراهم می‌کنند که کاملا تعاملی هستند و شکل ارتباطی جدیدی را ایجاد می‌کنند.  ارتباطی که شبکه های مجازی ایجاد می کنند، یک ارتباط چهره به چهره نیست بلکه یک ارتباط فرد به فرد و گروه به گروه است. بنابراین شبیه شکل سنتی ارتباطات جمعی نیست. ارتباطات سنتی و ارتباط از طریق شبکه های مجازی از نظر مخاطبان به هم شباهت دارند. گروه‌هایی که شما در برخی از شبکه‌های اجتماعی دارید، ممکن است هزاران و حتی میلیون‌ها کاربر داشته باشند. بنابراین از این نقطه نظر ترکیبی از دو روش سنتی و جدید هستند و این امر راز موفقیت این شبکه‌هاست. این موضوع همچنین به این معناست که محتوای این شبکه‌ها طبق محدودیت‌های کلامی تعیین می شود و ممکن است هر روز دچار تغییر شود (مانند آن تریبونی که شما گفتید). ارتباطاتی که در شبکه های مجازی صورت می گیرد، نوعی از ارتباط است که ممکن است بسیار تصنعی باشد یا شکل فلسفی و سیاسی به خود بگیرد. عامل دیگری که در شبکه های اجتماعی از اهمیت برخوردار است، شیوه ایجاد ارتباط بین این شبکه‌هاست. این شکل جدید شبکه‌ها، هسته‌ای را برای تعدادی از شکل‌های دیگر ارتباطی ایجاد می‌کند که حول آن قرار گرفته‌اند. به این شکل که شما می‌توانید یک ویدیو را حتی از طریق موبایل خودتان دانلود یا آپلود کنید یا از طریق دوربین این کار را انجام دهید. شبکه های اجتماعی در مقایسه با ارتباطات سنتی تنها بین افراد یا گروه‌های محدود ارتباط ایجاد نمی کنند بلکه افراد و گروههای مختلف را در نقاط مختلف جهان در بر می گیرند.

تمایز ارتباطات سنتی و ارتباطات جدید در تعاملی بودن است؟

یک تمایز بسیار مهم ارتباط از طریق شبکه های اجتماعی و ارتباطات سنتی موضوع قدرت تعامل است. برای مثال در تلویزیون شما یک پیامی را انتقال می‌دهید و گروهی از مخاطبانی که در بیرون قرار دارند، این پیام ها را دریافت می کنند و اصلا مشخص نیست که این مخاطبان چه کسانی هستند. بنابراین مخاطبان تلویزیون مخاطبان باز هستند. اما در شبکه‌های اجتماعی جدید مخاطبان باید ثبت نام کنند تا وارد این شبکه ها شوند. بنابراین، شبکه های اجتماعی کاملا باز یا کاملا بسته نیستند بلکه نیمه باز یا نیمه بسته هستند. یک تفاوت بسیار مهم دیگر این است که شکل جدید ارتباطی در شبکه های اجتماعی بسیار متمرکز و جهت دار است.

در شبکه های اجتماعی محتوا و پیام ها، مخاطب خاص خودشان را دارند.

بله، برای مثال وقتی بخواهیم برخی از پیامهای افراد خاصی را در فیس بوک دنبال کنیم، مستقیما به سمت فیس بوک  آنها هدایت می‌شویم. بنابراین جهت دار است. از طرف دیگر اگر در یک شکل خاص ارتباطات اشتراک داشته باشیم، این اشتراک به جهتی با پروفایل ما مرتبط می‌شود. به این ترتیب آنها از مخاطبان یا گروه‌های هدف آگاه هستند. بنابراین آنها از طریق حساب فیس بوک ما اطلاعاتی درباره ما دارند و از این نقطه نظر یک شکل متمرکز ارتباطی است. در حالی که تبلیغات روزنامه‌ها یک شکل تبلیغات کلی و عمومی هستند. اما تبلیغاتی که در فیس بوک وجود دارد، خاص ماست و با منظور  هدف قرار دادن شخص ما ایجاد می‌شود.

به نظر شما شبکه‌های اجتماعی محتوا را متناسب با سلیقه و  دیدگاه  کاربرانش در اختیار آنها قرار می دهد؟

تا حد خاصی بله، درست است. از طرفی تا حدی این طور نیست. از یک طرف شبکه های اجتماعی فردی و جهت‌دار هستند و از طرف دیگر این گونه نیستند. بنابراین نوعی دوگانگی در این بین مطرح می‌شود و این دوگانگی قسمتی از راز موفقیت این شبکه‌ها است.

فضای مجازی دیگر فضای مجازی نیست، بلکه به یک فضای واقعی تبدیل شده است که روزانه در اندیشه ما تاثیر می گذارند. آیا با این نظر موافقید؟

قبل از هر چیزی باید این نکته را یادآوری کنم که از یک طرف این شبکه ها به سمت رویدادهای بسیاری باز هستند که در اطراف جهان در حال وقوع است. از طرف دیگر آنچه در بین مردم رخ می‌دهد، دربر می‌گیرند. مثلا من در طول روز چندین بار از تلفن همراه استفاده می‌کنم و با افراد مختلف ارتباط دارم و می‌توانم به این شبکه‌ها سر بزنم. از این لحاظ آنها واقعی هستند. از طرف دیگر واقعی نیستند. به عبارتی دیگر یک شکل واسطه‌ای از ارتباطات هستند یعنی نه کاملا واقعی و نه کاملا مجازی هستند.

جهانی شدن و مقوله رسانه‌ها چنان با یکدیگر در ارتباطند که تصور جهانی بدون رسانه‌ها و بویژه شبکه‌های اجتماعی بسیار دور و غیر‌قابل باور به نظر می‌رسد. آیا شبکه های مجازی با جهانی شدن ارتباط دارند؟

من تصور می‌کنم این شبکه‌ها قسمتی از فرآیند جهانی شدن هستند. اما دلیل جهانی شدن نیستند.  فرآیند جهانی شدن  یک فرآیند کاملا متناوب و یک بعد متفاوت است. ارتباط فراوانی میان شبکه های اجتماعی و جهانی شدن وجود دارد اما من نمی‌گویم که این شبکه‌ها دلیل جهانی شدن هستند. منظورم این است که قبل از هر چیزی جهانی شدن یک فرآیند اقتصادی است و به این دلیل که یک فرآیند اقتصادی است، رویدادهای مختلفی در ارتباط  با آن قرار می گیرند. مانند آنچه در ارتباطات رخ می دهد. جهانی شدن یک فرآیند محرک اقتصادی است. ارتباطات و رسانه بدون شک عناصر بسیار مهمی از فرآیند جهانی شدن هستند. از طرف دیگر امروزه، ارتباط از راه دور به عنوان یکی از مهم‎‌ترین رویدادهای جهانی تلقی می‌شود.

یکی از مباحث بسیار مهم مربوط به شبکه‌‌های اجتماعی، موضوع حوزه عمومی و قابلیتی است که اینترنت در اختیار کاربرانش قرار می‌‌دهد. تا آن جا که این امر به مجادله بسیاری از صاحب نظران در این خصوص تبدیل شده است: آیا اساسا شبکه‌‌های اجتماعی می‌‌توانند سازنده حوزه عمومی باشند یا خیر؟

بله، موافقم؛ اما لازم است میان مفهوم بیان شده توسط هابرماس که شکل سنتی است و به معنای جمع شدن گروه‌های مختلف در کنار هم به منظور بحث کردن درباره ی یک موضوع مشترک و مورد علاقه است و آنچه منجر به توسعه ارتباطات ملی می‌شود و سایر فضاهای باز، یک تمایز قایل شویم. گفتیم که شبکه‌های اجتماعی  به شکل کاملا باز یا کاملا بسته نیستند. از طرفی در این شبکه‌ها نوعی جداسازی صورت گرفته است و در این فضای جدید که فضای عمومی الکترونیکی نام دارد، گروه‌ های مختلف قرار دارند. شبکه ‌های اجتماعی عامل واکنش سیاسی و اجتماعی مردم نبوده اند بلکه این شرایط اجتماعی و سیاسی است که سبب بروز تحول می‌شود.

پس شبکه های مجازی در انقلاب های کشورهای عربی نقش یک ابزار را داشتند؟

من تصور می‌کنم مردم نه به دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی بلکه به دلیل وقوع برخی از شرایط سیاسی و اجتماعی است که واکنش نشان می‌دهند و شکل ابتدایی ارتباطات زمانی رخ می دهد که مردم در کنار هم جمع شوند و درباره ی موضوعی صحبت کنند. در واقع این بدان معناست که این شبکه‌ها و پیام‌ها به عنوان نوعی عامل ترویج دهنده تلقی می‌شوند اما دلیل اصلی نیستند. من معتقدم که تمام رسانه‌های موجود در جهان ابزار هستند و نقش اصلی رسانه‌ها در رویدادهایی مانند بهار عربی، انتقال پیام‌ها در میان گروه‌هاست. آنها فقط به عنوان ابزار حرکت تلقی می‌شوند. اما دلیل حرکت نیستند. اگر من در آن موقعیت قرار می‌گرفتم، به جای بستن شبکه‌ها، شبکه خاص خودم را مستقر می‌کردم. تعطیل کردن شبکه‌های اجتماعی سبب برانگیختن خشم مردم در این گونه موقعیت‌ها (بهار عربی) می‌شود.

با این وجود شما با فیلتر کردن شبکه های مجازی موافق نیستید؟

من کاملا با فیلتر کردن مخالفم و طرفدار آزادی ارتباطات و آزادی بیان هستم. برای مثال شما می‌توانید از طریق توییتر در تمام سایت‌های جهانی جستجو کنید، که بر فرض چه ایده‌هایی درباره اسلام مطرح می‌شود و به نظر من این بسیار خوب است. قبل از هر چیزی من تصور می‌کنم که تمام عمل های کنترلی‌ حتی کنترل‌های سیاسی که بر روی شبکه‌های ارتباطات الکترونیکی صورت می‌گیرد، باید کاملا به صورت عاقلانه باشد تا کسی به خود اجازه ندهد این محدودیت‌ها را در هم بشکند و حتی در مقابل سانسور آنها واکنش نشان دهد. آزادی بیان نباید محدود شود. من تصور می‌کنم که آزادی بیان نوعی حقوق بشر است. نکته مهم درباره ی رسانه و ارتباطات این است: رسانه جایی است که شما نقطه نظر و دیدگاه های مختلف را ارایه می کنید و این یکی از کارکردهای بسیار مهم رسانه است که باید به عنوان یک محیط باز عمل کند و منعکس کننده و بازتاب دهنده این ایده ها باشد. من فکر می کنم یک عنصر اصلی در شبکه های اجتماعی بازخورد و انعکاس ایده ها و نظرهای فردی است. من تصور می کنم حتی ارتباط پهلو به پهلو  می تواند منجر به سوء تعبیر شود چون جامعه از گروهها و هویت های مختلف تشکیل شده است که هر کدام از آنها تجارب مختلفی دارند. من فکر می کنم یک موضوع بسیار مهم در جایی که من زندگی می کنم، وجود خصومت و عدم تحمل دیدگاه هاست. این عدم تحمل می تواند در غرب به یک مساله ریشه ای تبدیل شود. بنابراین تحمل و صبر یک فاکتور بسیار مهم و یک ارزش است. این بدان معناست که ما باید به شیوه های مختلف زندگی افراد و به ایده های مختلف احترام بگذاریم. نمی توان عدم توسعه یافتگی را به عنوان عذر و بهانه ای برای عدم تحمل بپذیرم. من تصور می کنم تحمل و احترام به ایده ها و نظرات دیگران منجر به توسعه و پیشرفت می شود.

آیا به نظر شما محدودیت های موجود در زمینه اینترنت در کشوری مثل چین یک نقض حق بشری است ؟

عملکرد دشمنی با اینترنت برای چینی‌ها مناسب نیست. چین جامعه‌ای است که در موقعیت بسیار دشوار قرار دارد. زیرا جمعیت و نسل جوانی دارد که در شهر بزرگی  قرار دارند و به شدت با هم ارتباط برقرار می‌کنند. مقامات چینی خواهان ایجاد شکل‌های جدید توسعه در جامعه خود هستند. از طرف دیگر شما با موضوعات امنیتی در این کشور مواجه هستید. از یک طرف آنها اذعان می‌کنند که ارتباطات بین فردی در چین وجود دارد. از طرف دیگر این ارتباط کنترل شده است. بنابراین مقامات چینی اذعان دارند که نیاز بسیار شدیدی به شکل‌های مختلف ارتباطات وجود دارد. زیرا مسیر اقتصاد را هموار می‌سازد و به عنوان محرک اقتصادی تلقی می‌شود. با این حال آنها به دنبال ایجاد یک  فضای باز سیاسی هستند و این شرایط سبب شده است در چین بر روی شبکه های اجتماعی کنترل صورت گیرد. من تصور می کنم در چین یک سیستم ارتباط سه لایه ای وجود دارد. در راس آن، کنترل احزاب اجتماعی اعمال می شود که شامل رسانه های خاص و تلویزیون های DC است. لایه دوم، ارتباطات به شیوه حکومتی است که شامل بررسی خصوصی روزنامه‌ها می شود. در لایه سوم شبکه‌های اجتماعی مانند توییتر وجود دارد. در چین نظارت در  هر سه لایه صورت می گیرد اما در عین حال میان آنها ارتباط وجود دارد.

با توجه به این که بیشتر نسل جوان وقت خود را صرف شبکه‌های اجتماعی می کنند، آیا این شبکه‌ها می توانند توجه مردم را از روزنامه ها و کتاب ها به سوی خودشان جلب کنند؟

وکیل جرایم سایبری | وکیل جرایم اینترنتی | وکیل سایبری | وکیل جرایم رایانه ای

 

آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛ آزادی بیان در شبکه های اجتماعی یک حق بشری است؛

نوشته های مشابه

هماهنگی و تعیین وقت
بستن